شعر و جملات

شعر دکتر شریعتی در مورد مادر

شعر دکتر شریعتی در مورد مادر

شعر دکتر شریعتی در مورد مادر

به مناسبـت روز مادر شعـری از دکتر شریعتـی در که در وصف مادر سـروده است:

شعر دکتر شریعتی در مورد مادر

مادر نگاه خستـه و تاریکت

با من هزارگـونه سخن دارد

با صد زبان به گـوش دلم گوید

رنجی که خاطـر تو ز من دارد

دردا که از غبـار کدورت ها

ابری به روی ماه تو میـبینم

سوزد چو برق خرمـن جانم را

سوزی که در نگاه تو میـبینم

چشمی که پر زخنـده ی شادی بود

تاریک و دردناک و غـم آلودست

جز سایه‌ی ملال به چشـمت نیست

آن شعله‌ی نـگاه، پر از دود است

شعر دکتر شریعتی در مورد مادر


آرام خنـده مـی زنــی و دانم

در سینه‌ات کشـاکش طوفان است

لبخــنــــد دردنـاک تو ای مـــادر

سوزنده تر ز اشـک یتیمان است

تلخ است این سخـن که به لب دارم

مـادر بلای جــــان تو مــــــن بودم

امّا تو ای دریغ گمـان بردی

فرزند مهربـان تو مـن بودم

چون شعـله‌ای که شمع به سر دارد

دائم ز جســم و جـــان تـو کاهیـــدم

چون بت تو را شکسـتم و شرمم باد

با آن که چـون خــــدات پــرستیــــدم

شرمنده مـن به پای تو می افتم

چون بر دلم ز ریشـه گنه باریست

مـــادر بــلای جان تو من بودم

این اعتراف تلخ گنــــه باریسـت

برچسب ها
♥admin

♥admin

باسلام خدمت شمادوست عزیز امیدوارم اوقات خوشی رابا مطالبی که در اختیار شما گزاشته ایم داشته باشید. منتظر نظر های گرمتون هستیم ویا اگر سوالی داشتین گزینه تماس با ما دربالا را بزنید

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن
بستن